شعله تا مشغول کار خویش شد.......هر نی ای شمع مزار خویش شد
نی به آتش گفت کین آشوب چیست........مر تو را زین سوختن مطلوب چیست
گفت آتش بی سبب نفروختم.......دعوی بی معنیت را سوختم
زان که می گفتی نی ام با صد نمود......همچنان در بند خود بودی که بود
با چنین دعوی چرا ای کم عیار......برگ خود نو می ساختی هر بهار
مرد را دردی اگر باشد خوش است.......درد بی دردی علاجش آتش است
ناله نی...
نه آتشی نه ناله ای نه دردی....
کاش آتشی می آمد و هیچ جز ناله ای و خاکستری از نی نمی ماند....
حیلت رها کن....
در وبلاگ جديد عكس بيشتر طرح ها با كيفيت خيلي بهتر گرفته و آپلود شده.اسم وبلاگ را به رسم علاقه و احترام و با مشورت و همفكري دوست عزيزم گورخر! مونا ليزا ناميديم.
دومين پست در تاريخ 7/7/87 گذاشته شد. http://monalisa.iranblog.com
پ.ن: اگر مشکلی در مورد لود شدن عکس ها در مونا لیزا داشتین لطفا در نظرات بگید.با تشکر.
--عشقهای فراموش شده مانند کندههای درختانی هستند که شاخهها و تنه آنها قطع شده اما ریشهشان همچنان در خاک باقی است.
--در صفی طولانی در میان کودکان ایستاده ام،در انتظار بزرگ شدن!
--گاه می اندیشم هر آنچه برای فتح دنیا می خواهم در اختیارم است،قلبم و فکرم.
اما آیا این فتح به سادگی امکان پذیر است؟تنها با فلب و فکری به بزرگی دنیا می توان آن را فتح کرد.
